أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
11
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
كه ناواجب و نامستحقّ از بنده بگرداند كى روا دارد كه بگناه ناكردهء يا بفعلى كه او آفريده باشد بگيرد و عذاب كند كلّا و حاشا بلكه هرچه كند از سر حكمت كند و بر وفق استحقاق كند چنان كه با آل فرعون كرد و آنان كه پيش از ايشان بودند از انواع عذاب كه ايشان را بگناه ايشان هلاك گردانيد بعضى را به آب و بعضى را به آتش و بعضى را بخسف « 1 » و بعضى را بمسخ و بعضى را برجف و بعضى را بباد و بعضى را بصيحه و بعضى را بتيغ چنان كه فرمود [ وَ أَغْرَقْنا آلَ فِرْعَوْنَ ] * و ما غرق گردانيديم آل فرعون را و ايشان همه يعنى غرقاى « 2 » آل فرعون و قتلاى « 3 » قريش ظالمان بودند چون خداى تعالى ظلم از خود نفى كرد و حوالت با كافران كرد نيكو نبود كه غيرى ظلم را از مخلوق نفى كند و با خالق حوالت كند « 4 » . [ سوره الأنفال ( 8 ) : آيات 55 تا 58 ] إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الَّذِينَ كَفَرُوا فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ ( 55 ) الَّذِينَ عاهَدْتَ مِنْهُمْ ثُمَّ يَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ فِي كُلِّ مَرَّةٍ وَ هُمْ لا يَتَّقُونَ ( 56 ) فَإِمَّا تَثْقَفَنَّهُمْ فِي الْحَرْبِ فَشَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ ( 57 ) وَ إِمَّا تَخافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلى سَواءٍ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْخائِنِينَ ( 58 ) حقّ تعالى ميگويد كه : بدترين جانوران بنزديك خداى تعالى آن كسانىاند كه كافر شدند بخداى و رسول خداى و براى آن [ دوابّ ] خواند ايشان را كه ايشان بمثابهء چهارپاياناند ؛ أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ « 5 » آنگه خبر داد كه ايشان ايمان نيارند
--> ( 1 ) در تفسير ابو الفتوح ( ره ) در اين مورد اين عبارت « و بهرى راى بنسخ » نيز هست و در همهء موارد ذكر « بعضى » بجاى آن : « بهرى » آورده است ؛ ( ج 2 چاپ اول ص 542 ، س 15 - 14 ) . ( 2 ) « غرقى » جمع « غريق » است يعنى غرق شونده . ( 3 ) « قتلى » جمع « قتيل » است يعنى كشته شده . ( 4 ) اشاره برد مجبران و قدريان است چنان كه كلام سابق وى نيز يعنى عبارت « كى روا دارد بگناه ناكردهء يا بفعلى كه او آفريده باشد » رد بر ايشان است چنان كه در تفسير ابو الفتوح رازى ( ره ) كه مأخذ مصنف ( ره ) است تصريح شده است ( ج 2 چاپ اول ص 542 ) . ( 5 ) در بعضى نسخ نونويس اين بيت راى نيز در اينجا آورده است : « عام راى جبار كالانعام خواند * من چه گويم عام كالانعام را » .